پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

200

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

آنها پاك‌تر شود ، رؤيت آنها افزون‌تر مىشود . در حالى كه اصحاب طبقهء اول خدا را از طريق زبان استعارى اشاره مىيافتند ، اينها او را در زبان علم معمول ، علمى كه اجماع فقيهان بر آن صحّه نهاده‌اند ، مىيابند . براى آنكه بتوان از طريق اين علم به خدا رسيد ، بايد پيوسته آن را پاك ساخت ، يعنى حدود آن را بازشناخت . و از آنها فراتر رفت و به كشف رؤيت كه خود مرتبهء ديگرى سواى مرتبهء علم است دست يافت . مرتبهء سوّم مرتبهء « اهل مجاهده » است ، مرتبهء كسانى است كه با از خود گذشتگى قدم به ميدان جهاد روحانى مىگذارند و با عشقى صادق پشت پا به همه چيز مىزنند . براى آنها زندگى حقيقى پرستش قدرت كامله است . با اين همه ، آنها در « احوال » خود دستخوش دگرگونى ( « تلوين » ) اند . كسانى كه در مرتبهء چهارم جاى دارند « اهل الخصوصيّة » اند ؛ خاصّانىاند كه وسيلهء وصول به خدا را خدا خود به آنها اعطا مىفرمايد . خدا آنها را نه به شناختنيها حواله مىدهد تا از طريق آنها پى به صفات او ببرند ، و نه به جهان هستى تا از طريق آن از حقيقت وجود او آگاه شوند ؛ زيرا مخلوقات در فهم صفات او حيران‌اند . مرتبهء پنجم مرتبهء « اهل التّجريد » است ، يعنى كسانى كه با تحمّل انقطاع از جهان و قبول محنتهاى زمان به زهد و وارستگى مطلق درآمده‌اند . خدا آنها را به آن سوى صدق هدايت مىكند تا ناب‌ترين شراب محبّت را به آنها بنوشاند : هر چه بيشتر اين شراب بس ناب را بنوشند ، بيشتر به محبوب نزديك مىشوند . مرتبهء ششم مرتبهء « اهل استلاء و تمكين » يعنى مرتبهء كسانى است كه بر احوال خود حاكم‌اند و ثبات روحى يافته‌اند . اين ثبات روحى آنها را از دگرگونى ( تلوين ) هاى احوال اهل طبقهء سوم بر كنار مىدارد . « 44 » خدا آنها را از عالم شهود به عالم غيب مىبرد ، و چون خود را بر آنها آشكار مىكند ، آنها از خود بى خود مىشوند ، و چون به خود مىآيند خود را از برگزيدگان خدا مىيابند . خرّاز چنين نتيجه مىگيرد : « اينهاست شش مرتبهء روحانيان « 45 » كه خدا با تجلّى خود آنها را پاكيزه گردانيده و درهاى « رؤيت » را به روى آنها گشوده است : شش مرتبه‌اى كه هر يك با

--> ( 44 ) . دربارهء تلوين و تمكين نگاه كنيد به : رسالهء قشيريّه كه آنها را چنين تعريف مىكند : « تلوين صفت ارباب احوال بود و تمكين صفت اصحاب حقايق ؛ مادام كه بنده اندر راه بود صاحب تلوين بود و از حالى به حالى همى شود و از صفتى به صفتى همى گردد و از اين منزل كى بود به منزلى برتر از آن فرود آيد . چون برسد صاحب تمكين بود » ( نقل از ترجمهء رسالهء قشيريه ، به تصحيح فروزانفر ، مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، ص 121 - م ) . ( 45 ) . لفظ غير قرآنى كه از جهت معنى شناسى يادآور « رحانايه » ادبيات رهبانى سريانى است . لفظ قرآنى آن بيشتر ربانيّون است ( آل‌عمران ، 79 ) .